Tuesday, August 29, 2006

چند شبه که ديگه شبها خانه خودم ميخوابم. با تنهاييم و کابوس های شبانه کمی کنار اومدم.
سعی ميکنم مثل گذشته صبحها ساعت شش از خواب بلند شم و تلوزيون رو روشن کنم و بزارم رو کانال یک برنامه صبح بخير سوئد. چای دم کنم و آماده بشم برای رفتن به سر کار.
عصر ها اگه وقت و انرژی بود با دوستم برويم قدم زدن.
سعی ميکنم دلم رو خوش کنم به روزمرگی ها. به اتفاقات کوچک روزانه. به اخبار خوندن و چرخ دور زدن در اينترنت.
چه درست گفتن که بسیار سفر بايد تا پخته شود خامي. من هنوز جا دارم تا پخته بشم اما ديگه مثل سابق خامی نيستم تا نشه بهش دندون زد.
فهميدم که آسمان همه جا آبی است اما آسمان سوئد آبیش صاف تر و امن تره.
فهميدم مردم همه جای دنيا يک شکلند اما بعضی ها شکل هاشون پيچيده تره.

February 2006
March 2006
April 2006
June 2006
July 2006
August 2006
September 2006
November 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
July 2007
August 2007
October 2007
December 2007
March 2008
October 2008
December 2010
September 2011
Old achive
Designed by Ardaviraf